كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى ( 1375 ش : قم و اردبيل )

21

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى )

نشود و همچنين ، گمان مىكنم كه مراد مجزى نبودن آب زياد است كه بر موضع مسح ريخته شود ، امّا در امرار دست آنقدر تأخير شود كه عنوان مسح بر آن صادق نباشد يا اينكه از ريختن آب بر مواضع مسح ، قصد او غسل باشد . . . امّا تحقق اقل جرى در موضع مسح . . . همراه با امرار دست بر آن ، گمان نمىكنم كه مجزى نباشد ، خاصه كه قصد او مسحى باشد كه در آيه و اخبار به آن امر شده است . بنابراين ، جارى بودن آب اندك بر آن ، همراه با كشيدن دست ، موضع مسح مجزى است ، اگرچه صدق غسل نيز بنمايد ، چرا كه شكى نيست كه در فرض مذكور مسح از حيث لغت و عرف و شرع صادق است . . . آنگاه محقق پس از بحثى جالب پيرامون آيه شريفهء « فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ . » و تقابل مسح و غسل با هم ، ادامه مىدهند : مقيد كردن مسح به عدم جرى ، مخالف اصل برائت است و نيز موجب مشقت و سختى و حرج و ضيق است و اين امر ، منافى با شريعت سهله و آسانگير است . از سوى ديگر در خصوص جرى ، در اخبار مطلبى نمىيابيم و همين سكوت اخبار از آن ، دلالت بر مشروط نبودن مسح بر عدم جرى دارد . اخبار فقط مقيد به بلّه و ترى است ، امّا بله را مقيد به اقل نكرده‌اند و همين افادهء عموم بلّه و ترى مىكند . نيز سكوت ائمه بزرگوار عليهم السّلام در هنگام بيان وضو واجب از اين قضيه ، علىرغم اينكه غالبا بعد از فراغ از شستن دست و صورت ، ترى دست با مقدارى جرى همراه است دلالت بر مشروط نبودن عدم جرى در مسح مىكند و الا اغرا به جهل و تأخير بيان از محل حاجت لازم مىآيد ( و اين دو امر محال